تبليغاتX
میلیتاری
 
میلیتاری
 
 
 
شرکت کنندگان در مسابقه ی آفتاب  نام ونام خانوادگی خود، آدرس وبلاگ ،پست الکترونیک و شماره تماس خود را در قسمت نظر خواهی این پست وارد کنید
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
سلام

من برای راه اندازی یک وبلاگ در رابطه با هواپیما و موشک احتیاج به چند نفر کار درست دارم

البته خودم که چیزی بارم نیست

پس انتظار دارم کمکم کنید

ممنون

 

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
تانک (از انگلیسی tank=مخزن) ارابه جنگی شنی‌دار و زره‌پوشی است که برای شلیک مستقیم به دشمن طرح شده است.

اولین بار در جنگ جهانی اول از تانک استفاده شد. در جریان ساختن اولین تانک برای مخفی‌کاری به کارگران تانک ساز انگلیس گفته بودند که دارند مخزن (tank) آب متحرک برای جبهه می‌سازند و این نام پس از آن بر این وسیله ماند.

  • تانک ت-۳۴
  • مرکاوا
  • سنتوریون
  • چلنجر
  • چلنجر ۱
  • چلنجر ۲
  • چریوتیر
  • چیفتن
  • چرچیل
  • کامت
  • کانکرر
  • کانوی
  • کاوننتر
  • کرامول
  • کروسیدر
  • متیلدا
  • تاگ ۱
  • تاگ ۲
  • ولنتاین
  • تانک ذوالفقار

تانک ذوالفقار از تانک‌های ایرانی است که در اختیار نیروهای مسلح ایران قرار دارد.

این تانک در سه مدل ۱، ۲ و ۳ ساخته شده‌است. توپ این تانک بدون خان با پخش‌کننده دود است.

تانک ذوالفقار
کشور سازنده: ایران
آغاز تولید انبوه: ۱۹۹۶هنوز به تولید انبوه نرسیده
در اختیار: ارتش جمهری اسلامی
وزن : ۴۰ تن
سرعت : ۷۰ کیلومتر در ساعت
موتور : دیزلی
قدرت موتور : ۱۵۰۰ اسب بخار
توپ : ۱۲۵ میلیمتری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بر پایهٔ داده‌هایی از: شایان فرید، احمد، نشریه اسلحه م مهمات، شماره ۱ مهر ۸۶ٔ تهران: گلپسند ۱۳۸۶، ص۲۵

 

نبرد کورسْک یا نبردِ تانک‌ها نبردی است که در تاریخ ۱۳ ژوئیه سال ۱۹۴۳ در منطقه کورسْک (Kursk) نزدیک مسکو بین ارتش آلمان و شوروی رخ داد.

این نبرد بزرگ‌ترین نبرد تانک یا نبرد زرهی در تاریخ جهان است.در این روز، شش هزار و سیصد تانک آلمان و شوروی و ۲ میلیون و ۲۴۰ هزار سرباز پیاده‌نظام بر روی زمین، و ۴ هزار و چهارصد هواپیمای طرفین در آسمان به جان هم افتادند که در مدتی نسبتاً کوتاه دو هزار و نهصد تانک از میان رفت، ۲۳۸ هزار سرباز کشته و هفتصد هزار تن دیگر مجروح و از صحنهٔ نبرد خارج شدندو هیتلر برای نخستین بار مجبور شد دستور عقب نشینی بدهد که این آغاز پایان کار نازیسم بود.

این نبرد پس از آزاد شدن استالینگراد و خارکوف صورت گرفت. ژوکوف - مارشال شوروی در منطقهٔ نبرد - هشت خط دفاعی مدور پشت سرهم به وجود آورده بود و با استفاده از سیصد هزار غیر نظامی محلی که آلمانی‌ها تصور می‌‌کردند به زراعت مشغولند صحنه را مین گذاری کرده بود.

ژوکف در خطوط هشت گانه سه هزار و ششصد تانک و یک میلیون و سیصد هزار سرباز و ۲۰ هزار توپ مستقر ساخته بود و از سوم ژوئیه چند تاکتیک جالب بکار گرفته بود تا نیروهای آلمان تشویق به تعرض شوند. ارتش نهم آلمان چهارم و ارتش چهارم زرهی این کشور پنجم ژوئیه دست به تعرضات محدود زدند و خود را آشکار ساختند. تعرض همه جانبه المانی‌ها با ۹۴۰ هزار سرباز و ۲ هزار و هفتصد تانک از سحرگاه ۱۳ ژوئیه آغاز شد که با حمله متقابل ارتشهای شوروی روبرو گردید.

آلمانیها با تانکهای سنگین "پورشه" و "پلنگ" که به تازگی دریافت داشته بودند حمله را آغاز کرده بودند که تانکهای سَبُک ت-۳۴ شوروی به میان آنها رفتند و سربازان این کشور با شعله‌افکن به سوزاندن تانکهای آلمان پرداختند و سپس توپهای شوروی مانع عقب نشینی تاکتیکی آلمانیها شدند. تش مداوم بیست هزار توپ شوروی که به ابتکار ژوکف مستقر شده بودند امکان نداد که فرمانده ارتشهای آلمانی که خود را در دام دیده بود به موقع و سرعت بتواند نیروهای خود را از مخمصه نجات دهد و به موضع تازه عقب بکشاند. عقب نشینی آلمانی‌ها تنها پس از از دست دادن پانصد هزار سرباز (کشته، مجروح و اسیر) و بیش از نیمی از تانکها میسر شد و این تلفات سنگین مانع از آن شد که نیروهای آلمانی پس از عقب نشینی از صحنه، امکان حمله متقابل بدست آورند. کارشناسان و مورخان نظامی نوشته‌اند که نبرد کورسک را توپهای شوروی بردند.

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
کالیبر (از فرانسه Calibre) درسلاح‌های گرم به معنی قطر داخلی لوله سلاح است. گاه این اصطلاح برای اشاره به قطر گلوله نیز به کار می‌رود.

در زبان‌های اروپائی این واژه از واژه ایتالیایی کالیبرو (calibro) آمده که آن نیز خود از واژه عربی «قالب» گرفته شده که قالب هم از ریشه پارسی کال و واژه کالبد گرفته شده است.

کالیبر را در کشورهای اروپایی بر حسب میلیمتر و در آمریکا بر حسب اینچ نشان می‌دهند

برخی از کالیبرهای مشهور

در طول تاریخ اسلحه سازی کالیبرهای متفاوتی تولید و مورد استفاده قرار گرفته است. هرچه کالیبر یک سلاح بزرگ‌تر باشد، به دلیل افزایش قطر گلوله وزن آن نیز بیشتر شده و انرژی بیشتری در لحظه برخورد تولید می‌کند. از این رو در گذشته استفاده از کالیبرهای بزرگ مرسوم بود. ولی در طول جنگ جهانی دوم با تجربیات عملی بدست آمده، همه کشورها به سمت استفاده از کالیبرهای کوچک‌تر رو آوردند. در همین راستا تعدادی کالیبر بصورت استاندارد معرفی شد که بجای اینکه هر کارخانه ای کالیبر خاص خود را تولید کند؛ همه کارخانه های اسلحه سازی بر اساس کالیبرهای استاندارد، سلاحهای جدید را طراحی و تولید می کنند

  • ‎۰/۲۲ یا کالیبر خفیف
  • ‎۵/۵۶ کالیبر ناتو (جدید)
  • ‎۰/۲۷۰ کالیبر بسیار رایج تفنگ‌های شکاری
  • ‎۷/۶۲ کالیبر ناتو (قدیمی)
  • ‎۳۰-۰۶ کالیبر بسیاری از تفنگ‌های شکاری و معادل کالیبر ناتو (قدیمی)
  • ‎۰/۳۲ کالیبر سلاح کمری
  • ‎۰/۳۸ کالیبر رولور اسپرینگ‌فیلد
  • ‎۰/۴۵ کالیبر کُلت
  • ۹ میلیمتر کالیبر رایج سلاح کمری و مسلسل سبک
  • ۰/۵۰ کالیبر مسلسل سنگین براونینگ معروف به «کالیبر ۵۰»

البته نمونه هایی از کالیبرهای بزرگ‌تر نیز در سلاحهای تک تیراندازی یا ضد زره با مصارف خاص و محدود تولید و مورد استفاده قرار می گیرد. از جمله معروفترین سلاحهای کالیبر 62/7 اسلحهAK47 کلاشنیکف است که در ایران به عنوان سلاح سازمانی نیروهای مسلح استفاده می شود. همچنین معروفترین سلاحهای کالیبر 56/5 نیز اسلحه M16 و M4 ساخت ایالات متحده است. نتایج خوب استفاده از کالیبر56/5 در جنگهای اخیر ایالات متحده -مانند جنگ ویتنام، سومالی و عراق – همه کشورها را تشویق به استفاده از این کالیبر نموده بطوری که کالیبر 56/5 رسما از سال 1980 در ناتو به خدمت گرفته شد.

برتری کالیبر 56/5 بر 62/7

امتیازات کلی

1-قدرت نفوذ گلوله 56/5 مدل SS109 در مجموع از گلوله 62/7 بیشتر بوده و برای درگیریهای زیر 300 متر مناسب می باشد.
2-قدرت پس زنی (لگد) گلوله 56/5 کمتر است و دقت بیشتری را ایجاد می کند.
3-وزن کم کالیبر 56/5 امکان حمل مهمات بیشتری را به سرباز می دهد.
4-ابعاد کوچک مهمات 56/5 امکان استفاده از سلاحهای کوچک‌تر و سبک تر و همچنین سلاحهای مخصوص نیروهای ویژه را به سربازان می دهد.
5-قدرت کشندگی کالیبر 56/5 به علت قابلیت انحراف در مسیر حرکت گلوله پس از برخورد با هدف و خصوصیت متلاشی شدن آن در داخل بدن انسان نسبت به کالیبر 62/7 بسیار بیشتر است.

آثار و نتایج عبور گلوله از بدن

1-کالیبر62/7 ساخت روسیه: (جهت استفاده در کلاشنیکف)

  • این گلوله قابلیت عبور از 26میلیمتر بافت زنده انسانی را دارد و بعد از این مسافت انحراف گلوله آغاز می شود.
  • این گلوله در ناحیه شکمی دارای کمترین آثار تخریبی می باشد.
  • در هیچ نمونه ای مورد قطع عضو مشاهده نشده است.
  • این گلوله در بسیار از موارد نمی تواند از سمت مقابل بدن عبور کند.

2-کالیبر62/7 ساخت یوگسلاوی: (جهت استفاده در کلاشنیکف)

  • این گلوله قابلیت حرکت در خط مستقیم در بدن انسان تا 9سانتیمتر را دارد.
  • انحراف این گلوله در بدن انسان خیلی زیاد است. این انحراف باعث ایجاد یک حفره بزرگ در محل خروج گلوله می شود. در مجموع تا عمق 11 سانتیمتر اعضای بدن به دو نیم می شوند. استخوانها 100% شکسته شده و عضلات کوچک و متوسط بطور حتم پاره می شوند. در زخم حفره خروجی به علت ایجاد شدن لخته خون مسیر بند آمده و زخم نیز خونریزی بسیار کمی دارد.

3-کالیبر56/5:

  • ایجاد یک حفره بزرگ دایمی در بدن.
  • این گلوله تا عمق 12 سانتیمتر در مسیر مستقیم حرکت می کند و سپس همراه با یک انحراف 90درجه متلاشی شده و قطعات کوچک‌تر تا عمق 7سانتیمتر در اعضای جانبی نیز فرو می روند. این فرآیند باعث جداشدن اعضای داخلی بدن می شود.

به این ترتیب به دلیل انحراف بسیار زیاد کالیبر 56/5 و همچنین قابلیت متلاشی شدن این گلوله در بدن انسان جراحات خطرناک تری مانند قطع عضو، از کار افتادن اعضای جانبی مسیر حرکت گلوله و همچنین ایجاد حفره های متعدد و نسبتاً بزرگ در محل خروج می شود که نسبت به کالیبر 62/7 بسیار کشنده تر است.

نتیجه گیری

باتوجه به مطالب فوق گلوله کالیبر56/5 به دلیل قابلیت حمل زیاد و ایجاد جراحات شدید در دشمن، برتری بلامنازعی دارد. ولی باید توجه داشت که اثرات این گلوله در فواصل تا 300 متر می باشد. البته از آنجا که دید موثر یک سرباز بیش از 300متر نیست، عملا این گلوله قابلیت خود را حفظ می کند. ولی در سالهای اخیر با افزایش تولید و کاربرد سایتهای نشانه روی لیزری و دوربینهای نظامی قابل نصب بر روی سلاحهای متفاوت، قدرت دید سربازان به بیش از 300 متر افزایش یافته است. بنابراین به نظر می رسد که مجدداً استفاده از کالیبر62/7 به دلیل قدرت بیشتر و خطای کمتر در فواصل بیش از 400 متر در دستور کار ارتشهای جهان قرار گیرد. با این وجود هنوز ارتشهای پیشرفته جهان مانند ایالات متحده، کشورهای عضو ناتو و کشورهای بلوک شرق مانند روسیه تمایل به استفاده از کالیبرهای شارژ متوسط مانند 56/5 را دارند. حتی کشورهای جهان سومی و ارتشهای غیر تکنولوژیک مانند ایران نیز که سالها از کالیبر 62/7 استفاده می کردند، به سمت استفاده از کالیبر 56/5 روی آورده اند

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
جنگ‌افزارهای شیمیایی ابزارها یا موادی شیمیایی هستند که به وسیله آنها مثلاً با انفجار بمبی که حاوی مواد سمی و یا شیمیایی هستند انسان‌ها و یا سربازان دشمن را هدف قرار می‌دهند که به آن مواد آلوده می‌شوند و به انواع بیماریها و یا بیماری‌های مخصوص به همان مواد دچار می‌شوند.

اسلحه شیمیایی به آن دسته از جنگ‌افزارها گفته می‌شود که در آنها یک یا چند ماده‌ شیمیایی برای کشتن و یا ناتوان کردن انسان‌ها به کار می‌رود. ماده شیمیایی را در مخزن‌هایی کوچک یا بزرگ انبار می‌کنند که به‌وسیله انسان یا وسیله‌ای موتوری حمل می‌شود و پس از شلیک و انفجار ماده شیمیایی را می‌پراکند. با راکت یا هواپیما هم آن مخزن‌ها را پرتاب می‌کنند. نخستین بار در جنگ جهانی اول این جنگ‌افزار به کار برده شده است. در جنگ جهانی دوم کاربرد چندانی نیافته است اما در جنگ ویتنام نیروهای آمریکایی آن را بسیار گسترده به کار می‌برده‌اند که بمب‌های ناپالم معروف‌ترین آن‌ها بوده است. جنگ‌افزارهای شیمیایی را می‌توان به جنگ‌افزارهای دارای سم‌های چشمی، بینی و دهانی، ریه‌ای و یا پوستی تقسیم کرد، بسته به آن که به کدامیک از اندام‌ها تأثیر می‌گذارد. برخی از گونه‌های عصبی آن کشنده است و بسیار زود انسان‌ها را از پا در می‌آورد، برخی دیگر تنها برای مدتی کوتاه یا بلند ناتوان می‌سازد. برخی از گونه‌های آن اگرچه کشنده نیست اما ناتوانی‌های جسمی ماندگار پدید می‌آورد و زندگانی را بسیار سخت می‌کند. گونه‌هایی از آن در افزارهای پلیس ضد شورش هم به کار برده شده است و اعتراض‌های گسترده‌ای به دنبال آورده است. جنگ‌افزارهای شیمیایی مانند بمب‌های اتمی و میکروبی در رده سلاح کشتار جمعی رده‌بندی می‌شود و کوشش نیروهای ضد جنگ و صلح‌خواه و سازمان‌های مدنی و شهروندی همواره برای ممنوع ساختن آن‌ها بوده است. ۱۳۷ دولت در سال ۱۹۹۳ پیمانی را امضا کردند که تکامل، تولید و انبار کردن جنگ‌افزارهای شیمیایی را ممنوع می‌کرد و از دولت‌ها می‌خواست در یک دوره ده ساله، یعنی تا سال ۲۰۰۳، همه جنگ‌افزارهای شیمیایی انبار شده را نابود سازند. گفتنی است که حکومت صدام در جنگ عراق و ایران این‌گونه جنگ‌افزار برای کشتار جمعی را نه تنها در آوردگاه‌ها برای کشتن سربازان بلکه در روستاها و شهرها نیز به کار می‌گرفت و هنوز هم هستند زنان و مردان هم‌میهن ما که از ناتوانی برآمده از آن رنج‌ها می‌برند. امروزه انتشار دستورهای ساخت و انبار کردن جنگ‌افزارهای شیمیایی کاری جنایت‌کارانه است و انساندوستان نگران دستیابی تروریست‌ها و آدم‌کشان به چنان جنگ‌افزارها هستند.

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 

سلام

جنگ افزار ها به معمولان به ۳ دسته ی اصلی زیر تقسیم می شوند:

جنگ‌افزار متعارف

  • جنگ‌افزار سرد
  • جنگ‌افزار انفرادی (شمشیر، خنجر، تیر و کمان، ...)
  • جنگ‌افزار جمعی (منجنیق)
  • جنگ‌افزار گرم
  • انفرادی (سلاح کمری، تفنگ، نارنجک‌انداز، ...)
  • جمعی (توپ، تانک، هواپیمای جنگی، ...)
  • سیستم جنگ‌افزار متعارف

جنگ‌افزار نیمه‌متعارف

  • جنگ‌افزار شیمیایی
  • جنگ‌افزار هسته‌ای

جنگ‌افزار نامتعارف

  • جنگ‌افزار شیمیائی
  • جنگ‌افزار میکروبی
  • جنگ‌افزار هسته‌ای
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به تمام دوستان

همه ی دوستانی رو که دارای وبلاگ نظامی هستند یا به مسائل نظامی علاقه دارند برای راه اندازی یک سایت تخصصی نظامی رو دعوت می کنم  

اگر علاقه مند بودید ۱ نظر بدید

مشخصات زیر رو وارد کنید

۱-نام و شهر سکونت

۲-آدرس وبلاگ وایمیل

۳-زمینه ی فعالیت مثل: جنگنده - موشک -سلاح سبک -تاکتیک- تاکتیک های پارتیزنی- توپ تانک و تجهیزات زرهی- مین و مواد منفجره و ...

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 

بحرانهای بالکان قبل از جنگ

از ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ جنگهایی درگرفت که زمینه جنگ جهانی اول را آماده ساخت. در سپتامبر ۱۹۱۱ ایتالیا به عثمانی اعلان جنگ داد و طرابلس را اشغال نمود و در نیمه اکتبر ۱۹۱۲ جنگ به پایان رسید. در اکتبر ۱۹۱۲ تقریباً هم‌زمان با ایتالیا، بلغارستان، صربستان، یونان و مونته نگرو به ترکیه حمله نمودند و در اوائل دسامبر ۱۹۱۲ ترکیه تقاضای صلح نمود. در تابستان ۱۹۱۳ جنگ دیگری بر سر غنائم به دست آمده از عثمانی درگرفت. کنفرانس سفیران در دسامبر ۱۹۱۲ توسط گری در لندن تشکیل شد و در ۳۰ مه ۱۹۱۳ در لندن قراردادی امضا شد که ترکها را مجبور می‌ساخت مستملکات خود را از میدیا در ساحل دریای سیاه تا آلتوس در ساحل اژه را به اروپاییان واگذار کنند.

 

اوضاع داخلی و تحولات آلمان پس از وحدت

آلمان متحد از نظر قوای مادی و معنوی بی نظیر؛ مجدانه به تعلیم و تربیت فرزندان خود پرداخت، در توسعه فرهنگ و ترویج علوم بر همه کشورها پیشی گرفت و سعی داشت در صنعت و تجارت و بهداشت از علوم و اکتشافات جدید بهره بگیرد. از این رو، در مدت کوتاهی بزرگ‌ترین دولت صنعتی و تجاری اروپا گردید، مخترعان را تشویق نمود، صنایع شیمیایی را رونق داد، در وضع قوانین اجتماعی هم از بقیه دولتها پیشی گرفت و برای طبقه کارگر اهمیت قائل شد. در حالی که در بقیه کشورها حقی برای کارگران قائل نبودند. واقعیت دیگر اینکه حکومت خاندان هوهنتسولرن در این کار مؤثر بود. ملت آلمان پس از غلبه بر اتریش و فرانسه دچار غرور ملی شد و سیاستمداران آلمانی از روشهای مختلف این غرور ملی را تقویت نمودند. حتی هر معلمی ناگزیر بود که در سر کلاس درس برتری نژادی ملت آلمان بر سایر ملل عالم را بیان کند و در شاگردان خود روح جنگجوئی بدمد. گذشته از مجالس درس، در معابر، روزنامه‌ها و کتب و نمایشگاهها این برتری نژادی به نوعی القا می‌شد؛ حتی نیچه یکی از معروف‌ترین فیلسوفان آلمان هم چنین عقیده‌ای داشت و در یکی از آثار خود چنین گفته‌است که: «اگر آدمی جنگ را فراموش کند از او امید می‌باید برید» و به همین دلیل کم کم طرز فکر مردم آلمان یکسره تغییر یافت و بر آنها مسلم شد که نژاد آلمانی ممتاز است و باید به سراسر زمین مسلط باشد و این تسلط هم جز از راه جنگ امکان‌پذیر نیست. ترویج این افکار در آلمان سایر دولتهای اروپایی را نگران ساخت و باعث شد تا بر ضد نژاد ژرمنی با هم متحد شوند.

دولت آلمان تا اواخر قرن ۱۹ در افریقا مستعمره‌ای نداشت ولی پس از وحدت چون جمعیت آن افزایش یافت و صنعت و تجارت رونق گرفت به دنبال تحصیل مستعمرات برآمد تا هم قسمتی از مردم آلمان را به آنجا کوچ دهد و هم مواد خامی که برای کارخانه‌های داخلی لازم داشت فراهم کند و همچنین بازاری برای فروش کالاهای خود بیابد. سرانجام بیسمارک قسمت بزرگی از اراضی افریقا را به دست آورد که شامل توگو و کامرون در ساحل غربی افریقا و یک ناحیه در جنوب غربی و ناحیه دیگر در مشرق بود. آلمان پس از پیروزی بر فرانسه از نظر نیروهای نظامی بر سایر کشورهای اروپا برتری یافته بود؛ ولی باز هم به این کار ادامه داد و تا سال ۱۹۱۴ روز به روز بر قوای جنگی خود افزود. از سال ۱۹۱۱ آلمان در افزایش نیروهای جنگی کوشید و میزان گسترش قوای مزبور در سالهای ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ و ۱۹۱۳ با پیشرفت چهل ساله آن از ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۱ برابر بود. در طی این مدت کوتاه شبکه‌های گسترده راه‌آهن و راههای شوسه، تأسیسات عظیم صنعتی، نهادهای قدرتمند اقتصادی و به خصوص تشکیلات گسترده نظامی آلمان موجب وحشت قدرتهای اروپایی گردید. در سال ۱۹۱۴ آلمان از نظر صنعتی و اقتصادی به پیشرفتهای عظیمی دست یافت. به لحاظ نظامی نیز دارای قدرتمندترین ارتش و نیروی دریایی شد. روحیه نظامیگری در مزرعه، کارخانه و پادگان و همه جا حاکم بود و همه چیز در خدمت ارتش قرار داشت. نیروهای نظامی آلمان بیش از یک میلیون نفر بودند و این افزایش نیروهای صنعتی و نظامی موجب اشباع جامعه آلمان گردید و آلمان مجبور بود سرمایه و کالاهای اضافی را به دیگر مناطق جهان بفرستد؛ بنابر این به دنبال مناطق نفوذ اقتصادی و منابع مواد اولیه بود و این هم یکی از دلایل جنگ جهانی اول بود.

 

برقراری روابط بین آلمان و عثمانی

یکی از کشورهایی که آلمان علاقه‌مند بود روابط خود را با آن گسترش دهد امپراتوری عثمانی بود که بر منابع نفتی تسلط داشت. از سال ۱۸۸۰م. آلمان متوجه اهمیت روابط با امپراتوری عثمانی گردید. در سال ۱۸۸۲ سپهسالار فون در گلتز از سوی سلطان عبدالحمید مأموریت یافت ارتش عثمانی را دارای سازمان منظمی سازد و افراد آن را آموزش دهد. افسران برجسته هیئت نظامی آلمانی که در عثمانی فعالیت داشتند شامل فیلدمارشال پروسی فن در گلتس، دو ژنرال دیگر لیمان فن ساندرز و فون فالکنهاین سه دریاسالار به نامهای سوچون، اودم و مرتن و چند افسر دیگر بودند.

البته یکی از طراحان برنامه گسترش فعالیت آلمان در خاورمیانه مارشال فن بی براشتاین بود که از ۱۸۹۷ تا ۱۹۱۲ سفیر آلمان در باب عالی بود و اعتقاد داشت که اجرای این برنامه موجب درگیری بین روسیه و آلمان خواهد شد. در سال ۱۸۹۸ ویلهلم دوم و ملکه آلمان به استانبول سفر کردند و فصل جدیدی در همکاری بین دو ملت پدید آمد. امپراتور آلمان در مسافرت دوم خود به امپراتوری عثمانی خود را طرفدار دوستی ملت ترک و سایر ملل ملسمان معرفی نمود و در نطق خود اظهار داشت: «اعلیحضرت سلطان عبدالحمید و ۳۰۰ میلیون مسلمان می‌توانند اطمینان داشته باشند که آلمان، دوست و هواخواه آنهاست». این سیاست به زودی به لحاظ اقتصادی ثمرات مهمی برای آلمان به بار آورد، بانکداران و بازرگانان آلمانی در سراسر امپراتوری عثمانی مستقر شدند و امتیازات مهمی به مؤسسات اقتصادی آلمان داده شد. آلمان در جست وجوی نفت بود و علاوه بر آن برای رقابت با انگلیس به یک نیروی دریایی قوی نیاز داشت. آلمانیها در هنگام مذاکره با دولت عثمانی در مورد منابع نفتی عراق سخن نگفتند بلکه فقط تقاضای اخذ امتیاز خط راه‌آهن را داشتند، به این شرط که امتیاز استخراج معادن اطراف راه‌آهن تا شعاع ۲۰ کیلومتر به آنها داده شود. در سال ۱۹۰۲ بانک آلمان، امتیاز ساختمان راه‌آهن برلین – بغداد را به دست آورد که باعث نفوذ هرچه بیشتر آلمان در میان‌رودان می‌گردید. یکی دیگر از امتیازات آلمان از عثمانی ادامه راه‌آهن از بغداد به خانقین بود که آلمان تصمیم داشت پس از اتمام خط آهن بغداد، همین راه را از خانقین به تهران و ولایات مرکزی ادامه دهد و ایران را به اروپا مربوط سازد. در سال ۱۹۱۰ مدت تعهد ایران در مقابل روسیه که ۲۰ سال حق ساختن راه‌آهن را از ایران سلب نموده بود تمام می‌شد؛ به همین علت از طرف بانک مشهور آلمان به نام دویچه بانک مأموری به نام سیدروت به ایران آمد که امتیاز خط آهن خانقین ـ تهران را به دست آورد. این امر موجب نگرانی مقامات روسی و انگلیسی شد و باعث مبادله یادداشت هفتم آوریل ۱۹۱۰ بین ایران و آن دو دولت گردید، و ایران به ناچار تعهد نمود که بعد از این امتیازی که مخالف منافع آن دو دولت باشد به هیچ تبعه دولت خارجی واگذار نکند؛ بنابر این، تلاش آلمان به نتیجه نرسید.

اما نفوذ نظامی آلمان در امپراتوری عثمانی افزایش یافت و در ۱۹۱۴ آموزش ارتش عثمانی به یک گروه چهل و دو نفره از افسران آلمانی به ریاست ژنرال لیمان فن ساندرز واگذار شد. سپس آلمان تصمیم گرفت در مورد ادامه راه‌آهن برلین ـ بغداد با روسیه مذاکراتی انجام دهد. در ۱۹۱۰تزار نیکلای دوم و ویلهلم امپراتور آلمان در پوتسدام ملاقات نمودند و در مورد منافع روس و آلمان در ایران مذاکراتی صورت گرفت. سرانجام، در ۱۹ اوت ۱۹۱۱ قراردادی بین روسیه و آلمان در سن پترزبورگ منعقد شد که به موجب آن دولت آلمان منطقه نفوذ روسیه را به رسمیت شناخت. و در عوض روسیه هم اجازه داد که اگر تا چهار سال دیگر راه‌آهنهای روس به خانقین متصل نشود دولت آلمان حق داشته باشد خط آهن اسلامبول ـ بغداد و خانقین ـ تهران را بسازد.

 

دلایل وقوع جنگ جهانی اول

به طور کلی این مسائل بود که زمینه‌های جنگ جهانی اول را فراهم ساخت: علل جنگ جهانی اول عبارت بود از: رقابت اتریش و روسیه در بالکان، اختلاف بین فرانسه و آلمان از سال ۱۸۷۰ درباره آلزاس ولرن و رقابت اقتصادی و دریایی بین آلمان و انگلیس؛ اما بهانه شروع جنگ این بود که آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد امپراتوری اتریش - مجارستان به دست پرنزیب تبعه اتریش و متکلم به زبان صربستانی در ۲۸ ژوئیه ۱۹۱۴ در سارایوو بوسنی به قتل رسید و اتریش ادعا کرد صربستان در این کار دخالت داشته و تقاضا نمود تحقیقاتی با شرکت نمایندگان اتریش صورت پذیرد که دولت صربستان تحقیقات را قبول نمود ولی با حضور نمایندگان خارجی مخالفت کرد. دولت اتریش به صربستان اعلان جنگ داد و روسیه بسیج عمومی اعلام کرد و آلمان هم به حمایت از اتریش به روسیه و فرانسه اعلان جنگ داد. قوای آلمان به بلژیک حمله کرد و این اقدام یعنی حمله به یک کشور بیطرف موجب دخالت انگلیس در جنگ شد.

 

نخستین جبهه: از رمانتیسم به سنگرها

وقتیکه در ماه اوت ۱۹۱۴ جنگ اعلام شد، میلیونها تن از مردم شادمان در خیابانهای شهرهای مهم اروپا شروع به رقص و پایکوبی نمودند. مردم تصمیم حاکمان خود برای رفتن به جنگ مورد حمایت قرار دادند. مردان جوان داوطلب برای جنگیدن، هجوم می‌آورند. با این وجود، صحنه‌های دهشت انگیز جنگ جهانی اول، نگرش مردم به جنگ را تغییر داد. یک نسل کامل از مردان جوان به خاک و خون کشیده شدند.


جبهه شرق و روسیه

ایران در جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول هم‌زمان با حکومت احمد شاه قاجار بود و دولت مشروطه ایران ضعیف ترین دوران خود را می‌گذراند.علیرغم اعلام بی طرفی دولت ایران نیروهای متخاصم از جنوب و شمال وارد ایران شدند. سپاه روسیه تا دروازه‌های تهران پیشروی کرد اما از منقرض کردن سلسله قاجار منصرف شدند. در جنوب مردم محلی در چند نوبت با متجاوزان انگلیسی درگیر شدند که از مهم‌ترین نبردهای جنگ جهانی اول در ایران می‌توان به مقاومت دلیران تنگستان در استان بوشهر و نبرد جهاد در خوزستان اشاره کرد. جمعی از رجال از قم به اصفهان و سپس اراک و بالاخره به کرمانشاه رفتند و عاقبت در آنجا قوای گارد ملی ترتیب دادند و حکومت موقتی دولت ملی به ریاست نظام السلطنه ( رضا قلی خان مافی ) تشکیل گردید. پس از سقوط بغداد اعضا دولت موقتی دولت ملی و جمع بسیاری از ایرانیان به استانبول رفتند.

 

پیامدهای بعدی جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول، چهار امپراتوری را نابود ساخت، امپراتوری آلمان تاج و تخت را از دست داد و دولت جمهوری جایگزین آن شد. امپراتوریهای شکست خورده اتریش ـ مجارستان و امپراتوری عثمانی هر دو از هم گسیختند و امپراتوری روسیه نیز بدست انقلابی‌های بلشویک افتاد.

در سال ۱۹۱۶ م ملی گرایان ایرلندی در دوبلین واقع در ایرلند، قیام عید پاک را ترتیب دادند. این شورش با شکست مواجه شد، اما موج مخالفتهای گسترده علیه حکومت بریتانیا در ایرلند را به راه انداخت. در سال ۱۹۱۹ مجلس ایرلند، حکومت این کشور را «جمهوری» اعلام کرد، و متعاقب آن ۳ سال جنگ بین ارتش جمهوریخواه ایرلند و بریتانیا در گرفت .در سال ۱۹۲۹ ایرلند جنوبی‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏، به عنوان دولت آزاد ایرلند به استقلال واقعی رسید. شش استان درشمال ایرلند جزء پادشاهی انگلستان باقی ماندند.

در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ م بسیاری از کشورهای اروپایی از دموکراسی دست کشیدند. حزب نازی هیتلر در آلمان به قدرت می‌رسد و فاشیست‌های موسولینی بر ایتالیا حکومت می‌کنند. در ابتدا بریتانیا و فرانسه کوشیدند با این دیکتاتورهای جنگ طلب سازش کنند. آنها عاقبت در سال ۱۹۳۹ در برابر تهاجم هیتلر ایستادند و اروپا به جنگ جهانی دوم کشیده شد. در سپتامبر ۱۹۳۹ م، جنگ جهانی دوم در اروپا آغاز شد. دیکتاتور آلمان، آدولف هیتلر، می‌خواست تا رایش سوم به یک قدرت مطلقه در اروپا، تبدیل شود. در ابتدا تاکتیک حملات برق آسا موفقیت آمیز می‌نمود. اما پس از سال ۱۹۴۳م، قوای متفقین، متشکل از نیروهای، شوروی انگلستان و امریکا بر آلمان برتری یافتند. سرانجام، آلمان در ماه می‌۱۹۴۵م، نه روز پس از خودکشی هیتلر، تسلیم شد. بیش از چهل میلیون اروپایی در این جنگ کشته شدند.

 

گسترش جنگ

۱۹۱۴

  • ۲۸ ژانوئیه: اتریش - مجارستان جنگ با صربستان را اعلام کرد.
  • ۱ اوت: آلمان جنگ با روسیه را آغاز کرد.
  • ۲ اوت: نظامیان آلمان لوکزامبورگ را اشغال کردند.
  • ۳ اوت: آلمان با فرانسه وارد جنگ شد.
  • ۴ اوت: آلمان به بلژیک که بی طرف بود حمله کرد؛ در پاسخ بریتانیا به آلمان اعلام جنگ داد.
  • ۱۰ اوت: اتریش- مجارستان با روسیه وارد جنگ شد.
  • ۱۲ اوت: بریتانیا و فرانسه به اتریش مجارستان اعلام جنگ کردند.
  • ۲۳ اوت: ژاپن با آلمان وارد جنگ شد.
  • سپتامبر: پیمان اتحاد توسط فرانسه، بریتانیا و روسیه امضا شد.
  • ۹ اکتبر: بلژیک پس از محاصره آنتورپ توسط نظامیان آلمان سقوط کرد.
  • ۲۹ اکتبر: امپراتوری عثمانی به طرفداری از آلمان و اتریش - مجارستان وارد جنگ شد.
  • ۲ نوامبر: روسیه به امپراتوری عثمانی اعلام جنگ داد.
  • ۵ نوامبر: فرانسه و بریتانیا با امپراتوری عثمانی وارد جنگ شدند.

۱۹۱۵

  • ۲۴ آوریل: امپراتوری عثمانی نسل‌کشی ارمنیان را آغاز کرد.
  • ۲۵ آوریل: لشکرکشی گالیپولی آغاز شد.
  • ۲۶ آوریل: ایتالیا به طور مخفیانه پیمان لندن را امضا کرد.
  • ۲۳ می: ایتالیا به اتریش - مجارستان اعلام جنگ کرد.
  • ۱۴ اکتبر: بلغارستان به صربستان اعلام جنگ نمود و به طرفداری از آلمان و اتریش - مجارستان وارد جنگ شد.

۱۹۱۶

  • ۹ مارس: آلمان به پرتغال اعلام جنگ داد.
  • ۲۷ اوت: رومانی با اتریش - مجارستان وارد جنگ شد.
  • ۲۸ اوت: ایتالیا با آلمان وارد جنگ شد.

۱۹۱۷

  • ۱۶ ژانویه: آلمان به مکزیک تلگراف زیمرمن را فرستاد، و پیشنهاد متحد شدن در مقابل ایالات متحده را داد.
  • ۶ آوریل: ایالات متحده با آلمان وارد جنگ شد.
  • ۲۷ ژوئن: یونان به طرفداری از متفقین وارد جنگ شد.
  • ۱۴ اوت: جمهوری چین با آلمان وارد جنگ شد.
  • ۲۶ اکتبر: برزیل با آلمان وارد جنگ شد.
  • ۷ دسامبر: ایالات متحده امریکا با اتریش - مجارستان وارد جنگ شد.

۱۹۱۸

  • ۱۱ نوامبر: پیمان صلح امضا شد، جنگ جهانی اول پایان یافت.

 

تلفات

کشور           تلفات     کشته‌ها     مجروحان
روسیه ۶٫۶۵۰٫۰۰۰ ۱٫۷۰۰٫۰۰۰ ۴٫۹۵۰٫۰۰۰
آلمان ۵٫۹۸۹٫۷۵۸ ۱٫۷۷۳٫۷۰۰ ۴٫۲۱۶٫۰۵۸
فرانسه ۵٫۶۲۳٫۸۰۰ ۱٫۳۵۷٫۸۰۰ ۴٫۲۶۶٫۰۰۰
اتریش- مجارستان ۴٫۸۲۰٫۰۰۰ ۱٫۲۰۰٫۰۰۰ ۳٫۶۲۰٫۰۰۰
امپراتوری بریتانیا* ۲٫۹۹۸٫۵۸۳ ۹۰۸٫۳۷۱ ۲٫۰۹۰٫۲۱۲
ایتالیا ۱٫۵۹۷٫۰۰۰ ۶۵۰٫۰۰۰ ۹۴۷٫۰۰۰
صربستان ۱٫۱۷۸٫۱۴۸ ۴۵۰٫۰۰۰ ۷۲۸٫۱۴۸
امپراتوری عثمانی ۷۲۵٫۰۰۰ ۳۲۵٫۰۰۰ ۴۰۰٫۰۰۰
رومانی ۴۵۵٫۷۰۶ ۳۳۵٫۷۰۶ ۱۲۰٫۰۰۰
ایالات متحده ۳۶۰٫۳۰۰ ۱۲۶٫۰۰۰ ۲۳۴٫۳۰۰
بلغارستان ۲۳۹٫۸۹۰ ۸۷٫۵۰۰ ۱۵۲٫۳۹۰۰۰
کانادا* ۲۳۹٫۶۰۵ ۶۶٫۶۵۵ ۱۷۲٫۹۵۰
استرالیا* ۲۱۸٫۵۰۱ ۵۹٫۳۳۰ ۱۵۹٫۱۷۱
مونته نگرو ۶۰٫۰۰۰ ۵۰٫۰۰۰ ۱۰٫۰۰۰
بلژیک ۵۸٫۴۰۲ ۱۳٫۷۱۶ ۴۴٫۶۸۶
یونان ۲۶٫۰۰۰ ۵٫۰۰۰ ۲۱٫۰۰۰
پرتغال ۲۰٫۹۷۳ ۷٫۲۲۲ ۱۳٫۷۵۱
ژاپن ۱٫۲۰۷ ۳۰۰ ۹۰۷

*امپراتوری بریتانیا شامل تلفات کانادا و استرالیا می‌گردد.

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول (با نام‌های نخستین جنگ جهانی، جنگ بزرگ و جنگ برای پایان همه جنگ ها نیز شناخته می‌شود) یک نبرد جهانی بود که از ماه اوت ۱۹۱۴ تا نوامبر ۱۹۱۸ رخ داد. بدون هیچ زمینه کشمکشی، سربازان بسیاری برای جنگ تجهیز شدند و مناطق بسیاری درگیر جنگ شدند. پیش از این، هیچ وقت تلفات جنگی به این اندازه زیاد نبود. سلاحهای شیمیایی برای نخستین بار در این جنگ استفاده شدند، برای نخستین بار، به طور انبوه مناطق غیرنظامی از آسمان بمباران شدند و نیز برای نخستین بار در این سده کشتار غیرنظامیان در سطحی گسترده در طول جنگ رخ داد. این جنگ بخاطر شیوه جنگی سنگری نیز معروف است.

جنگ جهانی اول (با نام‌های نخستین جنگ جهانی، جنگ بزرگ و جنگ برای پایان همه جنگ ها نیز شناخته می‌شود) یک نبرد جهانی بود که از ماه اوت ۱۹۱۴ تا نوامبر ۱۹۱۸ رخ داد. بدون هیچ زمینه کشمکشی، سربازان بسیاری برای جنگ تجهیز شدند و مناطق بسیاری درگیر جنگ شدند. پیش از این، هیچ وقت تلفات جنگی به این اندازه زیاد نبود. سلاحهای شیمیایی برای نخستین بار در این جنگ استفاده شدند، برای نخستین بار، به طور انبوه مناطق غیرنظامی از آسمان بمباران شدند و نیز برای نخستین بار در این سده کشتار غیرنظامیان در سطحی گسترده در طول جنگ رخ داد. این جنگ بخاطر شیوه جنگی سنگری نیز معروف است.

جنگ جهانی اول از مهم‌ترین اتفاقات تاریخ بشر است و به طور مستقیم و غیر مستقیم نقش بزرگی در تعیین تاریخ قرن بیستم داشته‌است. این جنگ پایانی بر نظام‌های سلطنت مطلقه در اروپا را به همراه آورد و باعث انقراض چهار امپراتوری اتریش-مجارستان, آلمان و عثمانی و روسیه تزاری و سلسله‌های هوهنزولرن, هابسبورگ, عثمانی و رمانوف شد. همه این امپراتوری‌ها از زمان جنگ‌های صلیبی بر سر قدرت بودند.

اکثر تاریخ نویسان معتقدند که عدم موفقیت مذاکرات پس از جنگ و «معاهده ورسای» و تحمیل غرامت‌های بسیار به آلمان و دیگر دول شکست خورده باعث رشد فاشیسم در ایتالیا و نازیسم در آلمان و زمینهٔ آغاز جنگ جهانی دوم شد.

این جنگ همچنین کاتالیزوری برای انقلاب روسیه بود که بعدها جهان را تحت تأثیر قرار داد و از چین تا کوبا انقلاب‌های کمونیستی را دامن زد و از طرفی زمینهٔ تبدیل روسیه به یک ابرقدرت جهانی و آغاز جنگ سرد با آمریکا را دربر داشت.

در شرق نابودی امپراتوری عثمانی باعث پیدایش دولت دموکراتیک,سکولار و مدرن جدیدی به نام «ترکیه» شد. در اروپای مرکزی دول جدیدی همچون چکلسواکی و یوگسلاوی زاده شدند و دولت لهستان مجدداً شکل گرفت.

جنگ عظیمی در اروپا بین آلمان، رهبر دول محور، و نیروهای متفقین به رهبری فرانسه و بریتانیا درگرفت. دول محور که عبارت بودند از امپراتوری آلمان به رهبری «قیصر ویلیام دوم» (۱۹۴۱ ـ ۱۸۵۹م)، و امپراتوری اتریش - مجارستان بلغارستان و امپراتوری عثمانی نیز به نفع آنها می‌جنگیدند. آلمان تا آن زمان قوی‌ترین قدرت نظامی جنگ محسوب می‌شد.

تا مدت هاهیچ یک از دو طرف نتوانستند به پیروزی کامل دست یابند و جنگ تا چهار سال بطول انجامید. پیش از پیروزی متفقین حدود ۱۰ میلیون نفر کشته شدند. پس از پایان این جنگ در سال ۱۹۱۹ و در کنفرانسی در پاریس «معاهده ورسای» امضا شد و غرامت‌های بسیار سنگینی بر بازندگان جنگ تحمیل شد.

جنگ جهانی اول از مهم‌ترین اتفاقات تاریخ بشر است و به طور مستقیم و غیر مستقیم نقش بزرگی در تعیین تاریخ قرن بیستم داشته‌است. این جنگ پایانی بر نظام‌های سلطنت مطلقه در اروپا را به همراه آورد و باعث انقراض چهار امپراتوری اتریش-مجارستان, آلمان و عثمانی و روسیه تزاری و سلسله‌های هوهنزولرن, هابسبورگ, عثمانی و رمانوف شد. همه این امپراتوری‌ها از زمان جنگ‌های صلیبی بر سر قدرت بودند.

اکثر تاریخ نویسان معتقدند که عدم موفقیت مذاکرات پس از جنگ و «معاهده ورسای» و تحمیل غرامت‌های بسیار به آلمان و دیگر دول شکست خورده باعث رشد فاشیسم در ایتالیا و نازیسم در آلمان و زمینهٔ آغاز جنگ جهانی دوم شد.

این جنگ همچنین کاتالیزوری برای انقلاب روسیه بود که بعدها جهان را تحت تأثیر قرار داد و از چین تا کوبا انقلاب‌های کمونیستی را دامن زد و از طرفی زمینهٔ تبدیل روسیه به یک ابرقدرت جهانی و آغاز جنگ سرد با آمریکا را دربر داشت.

در شرق نابودی امپراتوری عثمانی باعث پیدایش دولت دموکراتیک,سکولار و مدرن جدیدی به نام «ترکیه» شد. در اروپای مرکزی دول جدیدی همچون چکلسواکی و یوگسلاوی زاده شدند و دولت لهستان مجدداً شکل گرفت.

جنگ عظیمی در اروپا بین آلمان، رهبر دول محور، و نیروهای متفقین به رهبری فرانسه و بریتانیا درگرفت. دول محور که عبارت بودند از امپراتوری آلمان به رهبری «قیصر ویلیام دوم» (۱۹۴۱ ـ ۱۸۵۹م)، و امپراتوری اتریش - مجارستان بلغارستان و امپراتوری عثمانی نیز به نفع آنها می‌جنگیدند. آلمان تا آن زمان قوی‌ترین قدرت نظامی جنگ محسوب می‌شد.

تا مدت هاهیچ یک از دو طرف نتوانستند به پیروزی کامل دست یابند و جنگ تا چهار سال بطول انجامید. پیش از پیروزی متفقین حدود ۱۰ میلیون نفر کشته شدند. پس از پایان این جنگ در سال ۱۹۱۹ و در کنفرانسی در پاریس «معاهده ورسای» امضا شد و غرامت‌های بسیار سنگینی بر بازندگان جنگ تحمیل شد.

 

آلمان و تحولات اروپا در آستانه جنگ جهانی اول

وحدت آلمان در فاصله سالهای ۱۸۴۸ تا ۱۸۷۱ صورت گرفت و نتیجه جنگهایی بود که ویلهلم اول پادشاه پروس به تحریک بیسمارک با اتریش و فرانسه به راه انداخت. ویلهلم اول، پس از رسیدن به پادشاهی، بیسمارک را به نخست‌وزیری برگزید. اولین جنگ بین پروس و دانمارک بود که علت آن اختلاف بر سر دوک‌نشینهای شلسویگ، هلشتاین، لونبورگ بین پادشاه دانمارک و اتحادیه ایالتهای آلمانی بود. بیسمارک از دولت اتریش دعوت نمود تا با پروس در حل اختلاف بین اتحادیه ایالتهای آلمانی و دانمارک همراهی کند و از آنجا که هر دو کشور از کریستیان پادشاه دانمارک خواستند از انضمام شلسویگ به خاک خود چشم بپوشد، و پادشاه دانمارک به این امر راضی نشد آن دو کشور با ۹۰ هزار سپاه به دانمارک حمله نمودند. سپاهیان کریستیان به علت کمی نیروها شکست خوردند و او درخواست صلح نمود و سرانجام به موجب عهدنامه‌ای که در وین منعقد شد دانمارک رسماً از دوک‌نشینهای سه گانه چشم پوشید. پروس دوک‌نشین لونبورگ را تصرف کرد و اتریش ۱۵ میلیون مارک غرامت از آن دوک‌نشین گرفت و حکومت دو دوک‌نشین دیگر نیز بین دو دولت تقسیم شد.

بیسمارک پس از جنگ دانمارک درصدد بود بین پروس و اتریش نیز جنگی ایجاد کند، ولی برای احتیاط ابتدا با ناپلئون سوم امپراتور فرانسه دوست شد و او را راضی نمود تا در جنگ بین پروس و اتریش بیطرف بماند و سپس با ویکتور امانوئل دوم پادشاه ایتالیا بر ضد اتریش معاهده‌ای منعقد ساخت. پس از آن، اتریش را متهم ساخت که در حکومت هلشتاین از رعایت منافع مشترک دو دولت خودداری کرده‌است. همچنین موضوع تغییر وضع اتحادیه دولتهای آلمانی را پیش کشید و مجلس اتحادیه ایالتهای آلمانی به اتریش اعلان جنگ داد. جنگ سادو که آلمانیها آن را کونیگراتس می‌گویند نتیجه درگیری بین پروس و اتریش را مشخص نمود. بعد از آن دیگر اتریشیها مقاومت جدی نکردند و در فردای جنگ سادو، فرانسو ژوزف درصدد برآمد با ناپلئون سوم صلح نماید. به موجب معاهده پراگ، ایالات شلسویک هولشتاین، هانور الکنرال، هس و فرانکفورت ضمیمه پروس گردید و پروس، که تا این زمان دو قطعه جداگانه بود، به یک مملکت تبدیل شد. بعد از این، بیسمارک با ممالک واقع در شمال رودماین در مورد تشکیل یک اتحادیه جدید به مذاکره پرداخت و این هیئت به اسم ممالک مجتمعه آلمان شمالی در ماه آوریل ۱۸۶۷ تشکیل گردید که شامل ۲۲ مملکت یعنی تمام ممالک آلمان به جز آلمان جنوبی (ممالک باویر و ورتامبرگ و گراندوشه باد) می‌شد.

 

جنگ فرانسه با آلمان

بیسمارک پس از غلبه بر اتریش درصدد به راه انداختن جنگ پروس با فرانسه بود. این جنگ دو علت داشت: اولاً اراده بیسمارک در تکمیل وحدت آلمان به وسیله منضم کردن ممالک جنوی به ممالک مجتمعه شمالی که برای موفقیت در این امر لازم بود احساسات ضد پروسی را در ممالک جنوبی به وسیله احساسی قوی‌تر که کینه نسبت به فرانسه (دشمن ارثی) باشد از بین ببرد؛ ثانیاً دولت فرانسه نتوانست در موقع مساعد اقدامات لازم را انجام دهد و تظاهراتی جنگجویانه داشت. دولت فرانسه از بیسمارک قسمتی از اراضی باویر در ساحل رود رن و همچنین شهر مایانس را تقاضا نمود (پنجم اوت ۱۸۶۶) و چون بیسمارک جواب داد که این تقاضا در حکم جنگ است این تقاضا پس گرفته شد؛ ولی طولی نکشید که فرانسه در ۲۰ اوت الحاق فوری لوکزامبورگ و اجازه الحاق بلژیک را در موقع مساعد درخواست نمود و در مقابل: اولاً پروس را آزادی می‌داد که در آلمان جنوبی مثل آلمان شمالی آزادانه عمل کند، ثانیاً حاضر شد با پروس قرارداد تعرضی و تدافعی منعقد نماید. بیسمارک هم پیشنهادهای ناپلئون را فوراً با شاهان باویر و ورتمبرگ اطلاع داد و آنها خشمگین شده و قراردادهای نظامی با ویلهلم اول منعقد ساختند. بدین ترتیب، اهالی ایالتهای جنوبی آلمان هم نسبت به فرانسه بدبین شدند. لوکزامبورگ ملک شخصی پادشاه هلند بود و او راضی شد به ۹۰ میلیون فرانک آن را به فرانسه بفروشد؛ اما این خبر هیجانی در آلمان برانگیخت و بیسمارک پادشاه هلند را مجبور ساخت از فروش لوکزامبورگ خودداری نماید و سرانجام این موضوع در کنفرانس لندن مورد بررسی قرار گرفت. اختلاف دیگر بر سر سلطنت اسپانیا بود که در ۱۸۶۸ نام پرنس لئوپلد پسر عم پادشاه پروس به میان آمد و این امر هم موجب نگرانی فرانسه گردید. سرانجام درروز سه‌شنبه ۱۹ ژوئیه ۱۸۷۰ ناپلئون رسماً به دولت پروس اعلان جنگ داد و در دوم اوت جنگ آغاز شد و تا شش ماه ادامه یافت. در پایان کار فرانسویان شکست خوردند. به موجب عهدنامه فرانکفورت فرانسه مجبور شد آلزاس و لورن را به آلمان واگذار کند، یک میلیارد دلار غرامت بدهد و اجازه دهد آلمان استحکامات مهم فرانسه را تا زمان پرداخت غرامت در تصرف داشته باشد. شکست فرانسه در ۱۸۷۱ موجب تشکیل امپراتوری آلمان گردید، باویر، ورتمبرگ و باد به اتحادیه آلمان شمالی پیوستند و پادشاه پروس ویلهلم اول به مقام امپراتوری رسید. امپراتوری ۲۵ دولت نامتساوی و همچنین سرزمین آلزاس و لورن را که از فرانسه جدا شده بود شامل می‌شد. مجلس امپراتوری (رایشتاگ) با آراء عمومی انتخاب می‌شد و احزاب برجسته آن عبارت بودند از محافظه‌کاران، کاتولیکها، آزادیخواهان و سوسیالیستها. بیسمارک سیاست جهاد برای تمدن را در پیش گرفت و اصلاحاتی انجام داد.

 

اتفاق امپراتوران سه گانه

دولت آلمان پس از آنکه بر امپراتوریهای اتریش و فرانسه پیروز شد قدرتمندترین دولت اروپا گردید و قوای نظامی آن بر سایر کشورها برتری یافت ولی از انتقام فرانسه بیم داشت و می‌ترسید دول بزرگ اروپا برضد او متحد شوند. به همین علت پس از مصالحه فرانکفورت، با اتریش طرح دوستی ریخت. در سال ۱۸۷۱ در طی ملاقات ویلهلم اول و فرانسوا ژوزف این پیمان محکم شد. سال بعد الکساندر دوم تزار روسیه، که شخصاً به امپراتور آلمان علاقه‌مند بود، با آن دو دولت همراه شد و این پیمان به اتفاق امپراتوران سه‌گانه معروف شد. (اکتبر ۱۸۷۳)

 

جنگ روسیه و عثمانی

جنگ بین روسیه و عثمانی که در ۱۸۷۷ آغاز شده بود به پایان رسید و روسها در سوم مارس ۱۸۷۸ معاهده سن استفانو را به ترکها تحمیل نمودند. برای رفع اختلاف در این مورد کنگره برلین در ژوئیه ۱۸۷۸ بین کشورهای اروپایی تشکیل شد. تزار نسبت به بیسمارک و روشی که در کنگره اعمال کرده بود خشمگین بود و الکساندر دوم رهبر آلمان را به مانند، یک خائن نگاه می‌کرد و در نتیجه، اتفاق سه امپراتور از بین رفت. همچنین در سال بعد رقابت روسیه و اتریش در بالکان موجب مداخله آلمان شد و چون اتریش از نژاد ژرمن بود آلمان از اتریش طرفداری کرد. از این رو اتحاد سه‌گانه به اتحاد دوگانه تبدیل شد. به موجب این معاهده آلمان و اتریش قبول نمودند که در هنگام لزوم به هم یاری برسانند و هیچ‌گاه جداگانه با دشمن صلح نکنند.

 

شکل‌گیری اتحاد مثلث

سه سال بعد در سال ۱۸۸۲ پیمان دوجانبه به پیمان سه‌جانبه تبدیل گردید و ایتالیا به آن ملحق شد. براساس مواد محرمانه این پیمان، اگر ایتالیا یا آلمان مورد حمله فرانسه واقع می‌شد هر سه کشور با مهاجم وارد جنگ می‌شدند. ایتالیاییها، که از قدرت دریایی ترس داشتند، اعلام کردند اگر بریتانیا در این حملات شرکت داشته باشد، این پیمان اجرا نشود. چون ایتالیا از تصرف تونس توسط فرانسه در ۱۸۸۱ ناراضی بود و از طرف دیگر آلمان به آن کشور پیشنهاد کرده بود که برای حفظ لیبی کمکش کند در نتیجه، ایتالیا نیز مایل بود که وارد اتحاد با آلمان شود (اکتبر ۱۸۸۱). این اتحاد در ابتدا پنج ساله بود ولی بعداً در سالهای ۱۸۸۷ و ۱۸۹۱ و ۱۹۰۲ و ۱۹۱۲ تجدید شد. در این اتحاد مثلث، آلمان بر دو دولت دیگر مسلط بود و آنها غالباً تابع دستورهای آلمان بودند و در اختلافات بین اتریش و ایتالیا، آلمان همیشه واسطه بود ولی بیشتر از اتریش حمایت می‌نمود. همچنین قراردادهای مخصوصی در مورد طرابلس، آلبانی و مقدونیه و ممالک بالکان بین دولتهای سه‌گانه امضا شد که موجب تحکیم اتحاد مثلث می‌گردید. در بین این سه دولت اختلافاتی هم وجود داشت؛ ایتالیا و اتریش در شبه جزیره بالکان و قسمت شرقی مدیترانه با هم اختلاف داشتند و ایتالیا از اتحاد با اتریش ناراضی بود، ولی چون اتحاد با آلمان را برای جلوگیری از تجاوزات اتریش ضروری می‌دانست مجبور به تحمل بود. در سال ۱۹۱۱، که ایتالیا با عثمانی بر سر طرابلس در حال جنگ بود، این خطر وجود داشت که اتحاد ایتالیا و آلمان از بین برود؛ زیرا آلمان از دربار قسطنطنیه امتیازات خوبی گرفته بود و برای عثمانی اسلحه و مهمات می‌فرستاد. بنابر این در اتحاد مثلث وحدت واقعی بین کشورهای ژرمنی نژاد آلمان و اتریش بود و ایتالیا چندان به حساب نمی‌آمد. ایتالیا هم ظاهراً در اتحاد مثلث بود و از سال ۱۹۰۱در واقع با متحدین نبود و روش خاصی را در پیش گرفت.

 

مقدمات شکل‌گیری اتفاق مثلث

بعد از کنگره برلین، که روسها از آلمانیها رنجیدند، دولت فرانسه، که منتظر فرصت بود و مایل بود روسیه را به سوی خود جلب کند، از فرصت استفاده نمود؛ ولی تا زمانی که بیسمارک، بر سر کار بود این امر ممکن نشد. در سال ۱۸۹۰، بعد از برکناری بیسمارک سیاست غیرعاقلانه ویلهلم دوم موجب نزدیکی فرانسه و روسیه گردید.

دولت فرانسه به تزار روس وعده کمک مالی داد و تزار هم که برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود به سرمایه خارجی نیاز داشت با این امر موافقت نمود و سرانجام در اوت ۱۸۹۱ اتحاد بین دو کشور برقرار گردید. البته بعد از شکست روسیه از ژاپن در ۱۹۰۵ اساس اتحاد فرانسه و روسیه متزلزل شد؛ ولی به هر حال، فرانسه در مقابل اتحاد مثلث به دوستی احتیاج داشت؛ همچنین، علاوه بر نیاز سیاسی، ارتباطات مالی نیز بین دو کشور برقرار شده بود و فرانسه ۱۳ میلیارد فرانک به روسیه وام داده بود. در مه ۱۹۰۳ ادوارد هفتم از پاریس دیدن کرد و در این دیدار از نظر تحسین‌برانگیز مردم انگلیس نسبت به فرانسه و از افتخارات فرانسه در طول سالیان و از دوستی مردم انگلیس و فرانسه سخن گفت. در ماه اوت همان سال رئیس‌جمهوری فرانسه به اتفاق وزیر امور خارجه آن کشور از لندن دیدار کرد و در هفتم آوریل ۱۹۰۴ عهدنامه معروف بین فرانسه و انگلیس به امضا رسید. موارد مورد اختلاف شامل امور مربوط به ماهیگیری در پهنه دریای ارض جدید، مسئله سیام، ماداگاسکار و مهم‌ترین مسئله آزادی عمل فرانسه در مراکش و آزادی فعالیت انگلیس در مصر بود. فرانسه پس از اتحاد با انگلیس به فعالیت در مراکش پرداخت و واکنش آلمان چنین بود که در مارس ۱۹۰۵م ویلهلم دوم در طنجه حضور یافت و نطق مفصلی را در مورد استقلال مراکش بیان نمود، هدف آلمان از این اقدام برهم زدن اتحاد جدید فرانسه و انگلیس بود. برای حل این موضوع در ۱۹۰۶ یک کنفرانس بین‌المللی در الجزیره برگزار شد که در آن انگلیسیها از فرانسویها حمایت کردند و کوشش آلمان برای برهم زدن اتحاد بین انگلیس و فرانسه به نتیجه‌ای نرسید. در ۱۹۱۱ بحران دیگری بر سر مراکش به وجود آمد. یک فروند ناو جنگی آلمانی به نام یوزپلنگ برای حفظ منافع آلمان وارد اغادیر شد و آلمانیها پیشنهاد کردند که اگر کنگوی فرانسه به آنها داده شود آنها دیگر مزاحمتی ایجاد نخواهند کرد و سرانجام آلمانیها توانستند به اراضی کوچکی در افریقا دست یابند.

 

نزدیکی روس و انگلیس

دولت فرانسه با روسیه دوست بود، انگلیس هم متحد ژاپن به شمار می‌آمد و روس و ژاپن دشمن خطرناک یکدیگر بودند؛ اما منافع روس و انگلیس چنین اقتضا می‌نمود که روس و ژاپن به اتحاد فرانسه و انگلیس وارد شوند؛ ولی بلندپروازی روسها در این تاریخ و قدرت نظامی آن و همچنین نزدیکی امپراتور روس و آلمان که روابط آنها دوستانه بود مانع این کار می‌شد. مشکل اول با شکست روسیه از ژاپن حل شد. اختلافات دیگر روس و انگلیس بر دو مسئله دیگر متمرکز بود: یکی بالکان برای تصرف بغازها و دیگری در ایران که انگلیس دوست داشت این مناطق کاملاً در اختیار خودش باشد. مسئله دیگر که باعث سردی روابط انگلیس و آلمان شده بود برخورد قیصر آلمان در موضوع ترانسوال بود؛ زیرا هنگامی که پل کروگر حاکم ترانسوال می‌خواست به ترانسوال استقلال بدهد و در پی متحدی در برابر سیسیل رودز و انگلیس بود تنها قدرتی را انتخاب نمود که سرزمینهایی در افریقای جنوبی داشت و آن کشور آلمان بود پس از پیروزی بوئرها تلگرافی از سوی قیصر آلمان برای او فرستاده شد با این مضمون: «من دوستانه به شما تبریک می‌گویم که شما بدون دریافت کمک خارجی گروههای مسلح را سرکوب نمودید و توانستید صلح و آرامش را برقرار نمائید» و این برخورد قیصر برای روابط انگلیس و آلمان عواقب جدی داشت؛ زیرا قیصر از کروگر که دشمن انگلیس بود حمایت کرده بود. مسئله دیگر صادرات روزافزون آلمانیها بود زیرا در سال ۱۸۹۵ در انگلیس رساله‌ای تحت عنوان ساخت آلمان منتشر شد که خطر صادرات روزافزون آلمان را برای انگلیس تشریح می‌کرد.

مسئله دیگر که ایجاد خطر برای انگلیس می‌نمود پیشرفت نیروی دریایی آلمان بود. ویلهلم دوم از سال ۱۹۰۰ به تقویت نیروی دریایی آلمان پرداخت و علناً اظهار نمود که آلمان نمی‌تواند به نیروی زمینی قناعت کند و باید در نیروی دریایی بر همه کشورها برتری داشته باشد. انجمنی به نام اتحاد دریایی آلمان تشکیل داد و به کمک آن هزینه لازم را برای ساختن کشتیهای جنگی تأمین نمود. همچنین پیشرفتهای تجاری و صنعتی آلمان نیز باعث شکست بازار تجارت و صنعت شده بود. به هر حال، این سوال مطرح است که چرا انگلیس در بین روسیه و آلمان، اولی را انتخاب نمود: چون منافع انگلیس هم از طرف روس و هم از طرف آلمان تهدید می‌شد؛ از یک طرف خطر توسعه نفوذ روس، و از سوی دیگر خطر نفوذ آلمان در آسیای صغیر و خلیج فارس و اتصال راه‌آهن بغداد به داخل ایران و نزدیک شدن این دو خطر به مرزهای هند به مشکلات دفاع از هند می‌افزود و سیاست انگلیس این بود که این دو دولت را با هم درگیر سازد و قوای آنها را تحلیل ببرد؛ اما تأمل انگلیس در این بود که خود به کدام طرف ملحق شود. منافع بریتانیا حکم می‌کرد که به روسها نزدیک شود زیرا عقل و درایت روسها اندک و زورشان بیشتر بود؛ ولی مسئله این بود که انگلیس با تقاضاهای روسیه چگونه برخورد نماید؛ تقاضاهای روس در بالکان، داردانل، ایران و افغانستان. مسئله ایران و افغانستان یک امر حیاتی بود و صلاح در این بود که هیچ امتیازی در این منطقه ندهد؛ پس بهتر بود که انگلیس، روسها را به سوی بالکان و داردانل سوق دهد و آنها را امیدوار سازد. سرانجام، در قراردادی که در ۳۱ اوت ۱۹۰۷ در شهر سن پترزبورگ بسته شد روس و انگلیس اختلافات خود درباره ایران و افغانستان را حل کردند و چون اختلافات سیاسی انگلیس و فرانسه و روسیه حل شد سه دولت تشکیل اتفاق مثلث را دادند که هدفشان جلوگیری از پیشرفتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی آلمان بود.

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 

 

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
سلام

ببخشید چند وقتی نبودم

اگه سوال نظامی داشتید حتما بپرسید

 دعوت به همکاری رو هم جدی بگیرید

راستی  نمیدونم وبلاگ های نظامی چرا اینقدر کم بیننده داره

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
فانتوم اف ۴

f4 Phantom serving in the Gulf

F-4 Navy Phantom

F-4 Phantom

ماکت هواپیمای فانتوم اف۴

Tamiya F4 Phantom 2 model kit

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
f16

f16 Falcon

 

ماکت هواپیمای اف ۱۶

F16 model kit picture

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به تمام دوستان

همه ی دوستانی رو که دارای وبلاگ نظامی هستند یا به مسائل نظامی علاقه دارند برای راه اندازی یک سایت تخصصی نظامی رو دعوت می کنم  

اگر علاقه مند بودید ۱ نظر بدید

مشخصات زیر رو وارد منید

۱-نام و شهر سکونت

۲-آدرس وبلاگ وایمیل

۳-زمینه ی فعالیت مثل: جنگنده - موشک -سلاح سبک -تاکتیک- تاکتیک های پارتیزنی- توپ تانک و تجهیزات زرهی- مین و مواد منفجره و ...

 

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 

 تفنگ سرپر

  • تفنگ فتیله‌ای
  • تفنگ چرخدنده‌ای
  • تفنگ چخماقی
  • تفنگ چاشنی‌دار
  • تفنگ سرپر کوسه

سلاح های تک تیراندازی

  • قناسه(دراگانوف)
  • سلاح دور زن Truvelo
  • سلاح دور زنHecate
  • KSVK12.7

 تفنگ گلوله‌زنی

  • برنو
  • کلاشنیکف
  • ام-۱۶
  • ژ-۳
  • وینچستر ۲۷۰
  • لبل
  • موزین _ ناگان(پنجتیر روسی)
  • آریساکا
  • ورندل
  • لینفیلد(دهتیر انگلیسی)
  • کارکانو(ششتیر ایتالیایی)
  • ام- 1
  • موزر(کارابین 98)

 تفنگ ساچمه‌ای

  • پنج‌تیر پران
  • براونینگ
  • نخجیر
  • بنلی M1

 تفنگ بادی

  • دیانا
  • تفنگ ويبلي هاواك محصول كشور انگلستان.
  • تفنگ بادی شادو 1000 سـاخت کمپانی Gamo اسپانیا
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
بمب کثیف نوعی سلاح انفجاری است که در آن از یک انفجار غیر هسته‌ای برای پراکندن مواد پرتوزا و آلوده کردن محیط استفاده می‌شود. اگر چه در بمب کثیف از انفجار هسته‌ای استفاده نمی‌شود اما به دلیل آلودن محیط به مواد رادیواکتیو گاه جزو سلاح‌های هسته‌ای به شمار می‌رود.

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
هواپیمای میگ ۲۹ (نامگذاری ناتو: فالکرومFulcrum) با هدف ایجاد برتری هوایی توسط اتحاد جماهیر شوروی توسط شرکت میکویان طراحی و ساخته شد. طراحی و ساخت این هواپیما از سال۱۹۷۰ آغاز و اولین فروند از این هواپیما در سال۱۹۸۳ وارد خدمت شد که همچنان توسط روسیه و خیلی کشورهای دیگر استفاده می‌شود. هواپیمای میگ ۲۹ از بهترین محصولات صادراتی برای شوروی در زمان خود و برای روسیه در حال حاضر بوده‌است.این هواپیما به منظور رقابت با هواپیماهایی اف-۱۸هورنت ,اف-۱۶فالکن اف-۱۴تامکت ساخته شد.

برای دیدن تاریخچه و مشخصات روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
 

موشک بالیستیک (از نوع اسکاد-ب)

موشک بالیستیک (از نوع اسکاد-ب)

موشک بالیستیک نوعی موشک است که پس از پرتاب و به‌پایان رسیدن سوخت آن، اصلاً هدایت‌پذیر نیست و صرفاً بر پایه قوانین پرتابه‌ها یا بالیستیک به سوی هدف می‌رود.

تمام موشک‌هائی را که هدایت شونده نیستند می‌توان موشک بالیستیک نامید، چه موشک مدل برای تفریح و تحقیق باشد و چه موشک‌هائی که فضاپیماها را به فضا می‌برد، ولی اصطلاح موشک بالیستیک معمولاً معنای نظامی دارد و در مورد موشک‌هائی که مواد منفجره و بمب حمل می‌کنند بکار می‌رود.

نخستین موشک بالیستیک و-۲ آلمان بود که در جنگ جهانی دوم بکار رفت.

موشک طرح شوروی اسکاد-ب که انواع آن در جنگ ایران و عراق از هردو طرف بکار گرفته شد یکی از مشهورترین موشک‌های بالیستیک با برد متوسط است.

موشک‌ بالیستیک دوربرد یا قاره‌پیما با چندین کلاهک اتمی قدرتمندترین و مخرب‌ترین سلاح کشتار جمعی موجود در جهان است. آمریکا، روسیه، قزاقستان، اوکراین، بریتانیا، فرانسه و چین از این سلاح دارند.

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
بمب خوشه‌ای آمریکایی سی‌بی‌یو ۸۷
بمب خوشه‌ای آمریکایی سی‌بی‌یو ۸۷

مهمات خوشه‌ای به انواع وسایل انفجاری گفته می‌شود که در اثر یک انفجار اولیه تعداد زیادی مهمات کوچکتر را در منطقه انفجار پخش می‌کنند تا با فاصله زمانی پس از انفجار اول منفجر شوند. هدف اصلی از کاربرد مهمات خوشه‌ای افزودن به شعاع تاثیر بمب است. در بمب معمولی فقط ناحیه نزدیک به محل انفجار تخریب می‌شود ولی مهمات خوشه‌ای با پراکندن تعداد زیادی از بمب‌های کوچکتر بر منطقه وسیع‌تری تاثیر می‌گذارند. مهمات خوشه‌ای به صورت بمب خوشه‌ای، ‌گلوله توپ خوشه‌ای و کلاهک موشک خوشه‌ای ساخته شده است. مهمات خوشه‌ای برای زدن هدف‌های مختلف طرح می‌شود. برخی برای تخریب، برخی برای کشتن و زخمی کردن نفرات و برخی برای نفوذ به زره طرح شده‌اند. بیشتر مهمات خوشه‌ای امروز برای ترکیبی از این کاربردها ساخته می‌شوند.

اگرچه سازمان‌های مختلف بین‌المللی مانند صلیب سرخ و سازمان ملل با کاربرد اینگونه مهمات مخالفت کرده‌اند هنوز قانونی بین‌المللی برای ممنوعیت مهمات خوشه‌ای به تصویب نرسیده است.

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
  • AK47
  • PK
  • AK47 (SAR1
  • AK47S
  • AKM
  • AK74U
  • AK74
  • AK74S
  • AKS-74N
  • AK101
  • AK102
  • AK103
  • AK104
  • AK105
  • AK107
  • AK108
  • MODEL OF SSR-85B
  • NORINCO AK47
  • AKSN

وب سایت گروه اسلحه سازی گلاشنیکف

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 

 

بمب آمریکائی موآب

بمب آمریکائی موآب
  • بمب ساعتی
  • بمب خوشه‌ای
  • بمب هوشمند
  • بمب لوله‌ای
  • بمب اتمی
  • بمب هیدروژنی
  • بمب صوتی
  • بمب کثیف
  • بمب الکترومغناطیسی
  • بمب شیمیایی
  • بمب گرافیتی
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
  1. 1توپخانه سبک به توپخانه‌ای گفته می‌شود که قدرت آتش ضعیف و توانایی جابجایی زیاد و حجم آتش کمی را داشته باشد. و کالیبر آن از ۷۰ تا ۱۲۰ میلیمتر باشد. برای مثال توی ۱۰۵ محصول کشور آمریکا که در جنگهای مناطق کوهستانی ایران ارتش علیه کوردها از آن استفاده کرد.
  2. 2توپخانه متوسط:به توپخانه‌ای گفته می‌شود با حجم آتش متوسط و دارای قدرت جابحایی کمتری نسبت به توپخانه سبک راداراست توپخانه متوسط کارایی بسیار زیادی در جنگ‌ها دارد کالیبر آن از ۱۲۰ میلیمتر تا ۱۷۵ میلیمتر می‌باشد از انواع توپخانه متوسط می‌توان به توپهای ۱۲۲ میلیمتری و توپهای ۱۳۰ میلیمتری و ۱۵۵کا اچ را نام برد که توپ ۱۳۰ در جنگ ایران و عراق کاربرد بسیار وسیعی برای ارتش ایران در پشتی بانی نیروهای عملیاتی پیاده و زرهی داشت و کشور عراق هم از انواع توپهای ۱۵۵ میلیمتری فرانسوی در این جنگ استفاده می‌نمو که توانایی شلیک گلوله‌های توپ حاوی مواد شیمایی را داشت
  3. توپخانه سنگین به توپخانه‌ای گفته می‌شود با قدرت آتش بسیار بالا و توانایی تحرک کم و حجم آتش کم کالیبر این توپخانه از ۱۷۵ نا ۲۱۰ میلیمتر می‌باشد و از انواع آن می‌توان به توپهای ۲۰۳ ساخت کشور آمریکا اشاره کردکه وزن گلوله آن ۹۳ کیلوگرم است.
  1. 4توپخانه خیلی سنگین کالیبرش از210به بالاست
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
مین به عنوان سلاحی انفجاری برای حفاظت از مناطق ویژه مثل مرزها و یا محدود کردن حرکت دشمن (در مناطق جنگی) و در دو نوع کلی زمینی و دریایی، از جمله قدیمی ترین حربه های نظامی به شمار می رود که هنوز جایگاه خود را در ارتش های جهان از دست نداده، بلکه به طراحی های جدید نیز تن داده است.

سابقه استفاده بشر از اشکال نخستین این سلاح به رم باستان بازمی گردد، زمانی که سربازان رومی بر سر راه دشمنان حفره های کوچکی به اندازه یک کف پا کنده و در آنها میخ های تیز پر می کردند، سپس روی حفره ها را می پوشاندند. اروپایی ها در قرون وسطی گودال های کوچکی کنده و داخل آنها میخ های چهار شاخی به نام «کالتروپ» می ریختند تا حرکت صفوف دشمن را مختل کند. بر پایه بعضی متون تاریخی، شخصی به نام «ژوگ لیانگ» از پادشاهی «شو» در چنین (قرون سوم میلادی) گونه ای از مین های زمینی را اختراع کرد که قابلیت انفجاری داشتند. متون دیگری نیز حاکی از استفاده چینی ها از مین های زمینی انفجاری علیه حملات مغول ها در سال 1277 پس از میلاد هستند.

در حدود قرن چهارده یا پانزده میلادی، سلسله مینگ موفق شد گونه مدرن تری از مین را که با پودر سنگ و باروت ساخته می شد، به کار گیرد.

در سال 1573 در شهر آگزبرگ (جنوب آلمان، مرکز باواریا) یک مهندس نظامی به نام ساموئل زیمرمان نوعی مین انفجاری موسوم به «فلادرماین» را اختراع کرد که قدرت انفجاری بسیار زیادی داشت. این گونه مین تا اواخر قرن 19 کاربرد گسترده ای داشت که از جمله موارد استفاده آن می توان به جنگ های داخلی اروپا در قرن 18، انقلاب آمریکا (استقلال طلبان) و جنگ شمال و جنوب (جنگ داخلی آمریکا) اشاره کرد.

نخستین نوع مین های انفجاری ضد نفر که به لحاظ مکانیکی بسیار مدرن بودند توسط نیروهای ژنرال گابریل رینز در جریان نبرد «یورک تاون» در سال 1862 ساخته شد. این مین ها به فیوز برقی مجهز بودند و از قابلیت انفجار کنترل شده (از راه دور و با نیروی اپراتور خودی) برخوردار بودند. ارتش آلمان در جنگ جهانی اول موفق شد طراحی های مدرن تری از این مین های فیوزدار را ارائه کند.

در مقابل انگلیسی ها نیز دست به کار ساخت نوعی از مین های زمینی شدند که حاوی گازهای سمی بود و می توانست علاوه بر نیروی نابودکننده حاصل از انفجار، شمار دیگری از سربازان را مسموم کند. نیروی تخریبی این مین ها آن قدر بالا بود که اتحاد جماهیر شوروی تا دهه 80 نیز به تولید آن مبادرت می ورزید. مین های شیمیایی در ادامه راه را برای تولید مین های هسته ای هموار کردند که در حال حاضر در ارتش بریتانیا و آمریکا ساخته می شوند.

با توجه به تاریخچه مختصری که از اختراع و کاربرد مین ذکر شد، می توان انواع مین های زمینی را که در ارتش های کنونی رایج هستند به این شرح تقسیم کرد؛

1 - مین های ضدخنثی که در صورت مبادرت دشمن به خنثی، منفجر می شوند و به هیچ وجه قابلیت خنثی شدن را ندارند. 2 - مین های ضد تانک 3 - مین های ضد نفر 4 - مین های جنگی

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
مین مقداری ماده منفجره یا ماده دیگری است که در ظرفی قرار گرفته و برای انهدام خودروها یا کشتی‌ها یا قایق‌ها یا هواپیماها و ایجاد خسارت به آنها و زخمی کردن افراد طراحی و ساخته شده باشد.

مین

 

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 

پرچم اسرائیلارتش اسرائیل (تزاحال)آرم تزاحال

نیروهای سه‌گانه ارتش اسرائیل: نیروی زمینی اسرائیل | نیروی هوایی اسرائیل | نیروی دریایی اسرائیل


نیروهای امنیتی اسرائیل: سازمان اطلاعات و وظایف ویژه (موساد) | سازمان ضداطلاعات ارتش اسرائیل (آماد) | سازمان اطلاعات و امنیت داخلی (شاباک) | پلیس اسرائیل | پلیس مرزی اسرائیل

 
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
نسل ۴ مرکاوا (Merkava MK IV)، تانکهای اصلاح شده و بسیار پیشرفته تر از نسل ۳ از سری تانکهای مرکاوا است که همکنون در ابعاد وسیع مورد استفاده ارتش اسرائیل قرار دارد.

این نوع از تانکهای ارتش اسرائیل دارای سیستم فوق پیشرفته (Global Positioning System) است که امکان رهیابی اهداف را با استفاده از سیستم رهیابی ماهواره ای را میدهد.

دوربین نشانه‌روی تانک

TTS توسط شرکت Vectop Battlefield Imaging Systems ساخته شده که یک رشته از دوربینهای ویدیویی CCD/ICCD را یکپارچه می‌‌کند که در موقعیت‌های مختلف یک خودروی زرهی به منظور توانمند سازی سرنشین جهت پوشش کلی استفاده می‌شود. IDF سیستم TSS را در تانکهای مرکاوا MK۳ و MK۴ استفاده می‌کنند .

برای تقویت سیستم بصری مسلسل‌های آن به کار می‌‌رود قابلیت چرخش ۳۶۰ درجه را دارد و یک تصویر دقیق از صحنه‌ای که پیش روی مسلسل آماده شلیک است را ارئه می‌‌دهد. جالب اینکه برای این کار نیازی به چرخاندن این دوربین نیست، بلکه این دوربین اساساً از ساختار پوششی ۳۶۰ درجه برخوردار است و تصاویر آنی از محیط را در اختیار خدمه تانک قرار می‌‌دهد که به آگاهی آنها از محیط اطراف و تهدیدات احتمالی پیرامون وسیله نقلیه می‌‌افزاید.

این دوربین دارای ابزاری ویدئویی برای کشف کلیه تحرکات اطراف تانک بوده و می‌‌توان نواحی ضروری را برای مشاهد آن برنامه ریزی نمود. این ابزار ویدئویی به محض مشاهده تهدید یک اخطار آنی را ارسال می‌‌دارد. این سیستم از یک دوربین دیجیتال با کیفیت بالا نیز بهره می‌‌برد که بر یک تیرک در عقبه برجک تانک نصب می‌شود. این سیستم تصاویر گرفته شده را برای نمایش به سیستم‌های کامپیوتری نصب شده در درون تانک ارسال می‌‌دارد.

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 

 

نسل سوم از تانک‌های مرکاوا
نسل سوم از تانک‌های مرکاوا

ارتش اسرائیل در دهه ۱۹۹۰ میلادی و اشغال لبنان دست به ساخت مدلهای جدیدی از تانکهای  (Merkava MK III-Z) که به ویژه برای حملات مختلف و عملیات نظامی در نواحی شهری مناسب است. این تانک دارای تیرک‌هایی است که با استفاده از آنها راننده و فرمانده تانک می‌توانند حرکات خود در خیابانهای تنگ را تنظیم کرده و میزان خسارات به محیط شهری را به حداقل برسانند. به منظور مقابله با مواد انفجاری که از بیرون بر روی این تانکها انداخته می‌شود، تورهای سیمی در برخی نقاط این تانک قرار داده شده‌است. برجک فرماندهی این تانک نیز مجدداً طراحی و نصب شده‌است و امکان دید از بالا در ارتفاعی بالاتر را به فرمانده می‌دهد. مسلسل کالیبر ۵۰ نیز بر روی این تانک نصب شده که با سیستم کنترل آتش تانک در ارتباط است و با استفاده از یک سیستم تخریب الکترونیک که در زیر تجهیزات زرهی این تانک نصب شده آغاز به کار می‌کند.

ارتش اسرائیل بر این باور است که مسلسلهای کالیبر ۵۰ برای محیط‌های شهری مناسب‌تر است. یک دریچه آتش و یک پنجره برای مشاهده محیط اطراف نیز بر روی این تانک نصب شده و تک‌تیرانداز با استفاده از آن می‌تواند به هدف شلیک کند.

این تانک می‌تواند از گلوله‌های غیرمرگبار نیز استفاده کند که تا فاصله ۳۰ متری مؤثر هستند.

سیستم جدید دیگری که در تانکهای LIC-۲۰۰۴ به کار گرفته شده یک دوربین ۳۶۰ درجه‌است که مجهز به عدسی گردنده بود و از دورنمای صحنه‌ای که در دید مسلسل است عکس برمی دارد. این دوربین در صورت مشاهده هر تحرک مشکوک یا فعالیت مشکوک در اطراف تانک آن را به خدمه اطلاع می‌دهد. این سیستم برای تأمین ایمنی تانک در محیطهای خطرناک بسیار مناسب است.

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 

مرکاوا (در عبری: מרכבה) (در انگلیسی: Merkava) نام تانک جنگی فوق پیشرفته ارتش اسرائیل است که توسط صنایع دفاعی ارتش اسرائیل طراحی و تولید میشود.

تصویری از نسل جدید تانک فوق پیشرفته مرکاوا.

ویژگیها

مهمترین ویژگی مرکاوا طراحی بسیار پیشرفته آن است که با استفاده از آلیاژی مخفی که تنها در اختیار اسرائیلی‌ها است، مانع انهدام تانک به وسیله هرگونه موشک ضد تانک و آر‌پی‌جی میشود. در نتیجه حفاظت از جان خدمه تانک و انهدام ناپذیری آن باعث برجستگی این نوع از تانکهای جنگی در میان تانکهای ساخت دیگر کشورهای جهان میشود. گفتنی است در جنگ اسرائیل با حزب‌الله لبنان در سال ۲۰۰۶ میلادی، حزب‌الله لبنان توانست با کمک موشک‌های ضد تانک روسی، به ۵۰ تانک مرکاوا آسیب برساند. که در نتیجه باعث کشته شدن ۳۰ و زخمی شدن ۱۰۰ تن از خدمه آن شده‌است کلا در تهاجم اسراییل به لبنان در سال ۲۰۰۶ حدود ۱۳٪ از توان زرهی به کار برده شده نابود شد. این اتفاق شک‌های بسیاری در مورد توان این تانک برانگیخت.

 

 
 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط حمید رضا نصراللهی  | 
 
Transparent Vertical
  بالا